گاهی جلوی آینه می ایستم ...خودم را در آن می بینم ..! ... 
دست روی شانه هایش می گذارم ....
و میگویم: چه تحملی دارد دلت.....
گاهي براي دلم پدر ميشوم .... خشمگين ميگويم :
بس كن! تو ديگر بزرگ شده اي ..
وقتی که سختیم تموم شه میزنم رو دوش خدا
و میگم: جنبه رو حال کردی؟ 
نظرات شما عزیزان:
|